على اصغر ظهيرى

183

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

هارون الرشيد به نديمان خود دستور داد كه تمام مملكت اسلامى را بگردند و مردى كه خود با چشمان خود رسول خدا را ديده و درك كرده را به حضورش بياورند . پس از مدتها جستجو و تفحّص پير مرد فرتوتى را نزد او آوردند كه مىگفت خود با چشم خويش رسول خدا را ديده‌ام . هارون از وى خواست كه اگر كلامى از رسول خدا كه خود از دو لب مبارك حضرت شنيده است را برايش بازگو كند ، پير مرد گفت : من از رسول خدا شنيدم كه فرمود : يَهْرَمُ بْنُ آدمُ وَ يَشِبُّ فِيهِ خصلتان ، يعنى فرزندان آدم پير مىشوند امّا دو خصلت همواره در آنان جوان است ، الْحِرْصُ وَ الامَلُ ، حرص و آرزو . جالب اين است كه در اين ماجرا هارون دستور داد تا مقدارى پول به پاس ذكر اين حديث كه با يك واسطه به گوش هارون رسيده بود به آن پير مرد بدهند ، وقتى پيرمرد پولها را گرفت به مأموران گفت : مرا نزد هارون ببريد ، و خلاصه با اصرار نزد هارون رفت ، هارون از وى پرسيد چه كار دارى ؟ پير مرد گفت : خواستم بدانم اين پولى كه به من دادى هر ماه به من مىپردازى و يا فقط همين يك بار بود . هارون با شنيدن اين سخن خنديد و گفت : صَدَقَ رسولُ اللّه . « 1 » به هر روى روح و روان انسان با آرزوهايش عجين است ، و از زمانى كه خود را شناخت تا مرگ و حتّى پس از مرگ ، در عالم برزخ و پس از آن در عالم قيامت نيز دست از سر او بر نمىدارد . اين نكته داراى شواهد قرآنى نيز هست ، اينك به آياتى در اين مورد توجه كنيد : 1 . وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا « 2 » « و خاطر آور روزى كه ستمكار دست خود را از شدت حستر تبه دندان

--> ( 1 ) - معادشناسى : ج 1 ، ص 21 . ( 2 ) - سورهء فرقان : آيهء 27 .